کور و کر

میگفت:"نگاش کن!

دلم براش میسوزه،

ببین چطوری سرگرم دنیا شده؟!

آخه یکی نیست بگه بابا

این دنیا به هیچکس وفا نکرده که به تو وفا کنه!

 اینقدر به دلبریاش دل نبند.

آخرش پشیمون میشیا!"

+میگفت و من نه میشنیدم و نه میدیدمش.

آخه آدم کر میشه وقتی باید بشنوه و

کور میشه وقتی باید ببینه.

میدونید من موندم و یه دنیا و

اون که هر جا نام و نشونی ازش بود...

ولی من نه میدیدم و نه میشنیدم...

#شهید_دل

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • خانم ز
    • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

    قاب عکس

    باید عشق را قاب گرفت

    آویزانِ دیوار کرد

    که بشود رو به رویش ایستاد

    و یک لیوان چای هل بنوشیم

    به یاد عطر گل های نارنج دامن دخترک

    و به یاد آن چهارخانه های امن پیرهن ات...

    باید عشق را قاب گرفت.



  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • خانم ز
    • جمعه ۴ آبان ۹۷

    18

    بارها نوشتمت
    نیامدی روی کاغذم!
    چه کنم؟
  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • خانم ز
    • دوشنبه ۲۳ مهر ۹۷

    17

    میگفت:"آدم عاشق، 40 سالگی هم شعر میگه.

    وگرنه 20 سالگی رو که همه بلدن..."


    #در_دنیای_تو_ساعت_چند_است؟

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • خانم ز
    • يكشنبه ۱۵ مهر ۹۷

    کربلا

    حدودا 6 سال پیش که از سفر حج عمره برگشته بودم،

    میپرسیدند:"چطور بود؟"

    زبان حالم این دو بیت شعر بود:

    "در بین الحرم دویده ام

    صفا و مروه دیده ام

    هیچ کجا برای من

    کرب و بلا نمیشود، ای دوست!"




  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • خانم ز
    • شنبه ۳۱ شهریور ۹۷
    بسم الله الرحمن الرحیم

    از پس تو در تو های خانه ذهنم مینویسم
    با نوشتن و نوشتن و نوشتن...